رؤیاهای رسولانه یا قرآن خواب‌نامه پیامبر نظریه عبدالکریم سروش که وحی را از مقوله رؤیا دانسته و معتقد است قرآن روایت رؤیاهای پیامبر اسلام است. سروش، پیامبر را روایتگر تجربه‌ها و ناظر منظره‌هایی می‌داند که خود در رؤیا دیده است. طبق این نظریه، به پیامبر گفته نشده به مردم بگوید خدا یکی است بلکه او خدا را به صفت وحدت دیده است.

 

در این نظریه، پیامبر در رؤیا، گاه چهره دیگران را می‌گیرد و به جای آنان می‌نشیند. در داستان چهار مرغ ابراهیم، گویی حضرت محمد(ص) به صورت ابراهیم(ع) بر خود ظاهر می‌شود و خواسته خود را از زبان او می‌گوید و پاسخ می‌گیرد. به اعتقاد سروش، پیامبر در رؤیا به جای خدا نیز می‌نشست و سخن می‌گفت. همه «أنزلناها» و «قل‌ها» در قرآن با چنین رویکردی تفسیر می‌شود. سروش معتقد است قرآن به خوابگزارانی نیاز دارد تا حقایق را که به زبان رؤیا بر پیامبر پدیدار شده، به زبان بیداری برگردانند و تعبیر را به جای تفسیر بنشانند.

 

نظریه رؤیاهای رسولانه مورد انتقاد بسیاری از جریان‌های سنتی و روشنفکران دینی واقع شده است. محسن آرمین، قرآن‌پژوه معاصر، تنها مستند این نظریه را معضلات و تناقضات ظاهری تفسیر سنتی وحی دانسته است. مخالفان رؤیاهای رسولانه معتقدند حتی یک سند معتبر تاریخی وجود ندارد که مخاطبان اولیه وحی و یا خود پیامبر، مدعی خوابنامه بودن قرآن یا راوی بودن پیامبر باشند. همچنین پیامبر در هیچ آیه‌ای گوینده نیست، در هیچ کجا، آیات از زبان پیامبر نیست؛ بلکه در تمام آیات، پیامبر مانند دیگران، مخاطب است.

 

بر اساس نظر منتقدان سروش، قرآن برای آیات، از تعبیر «تلاوت» استفاده کرده است. تلاوت به معنی خواندن مطلب برای کسی است که آن را می‌شنود و مفهوم تلاوت با رؤیا بودن سازگار نیست. همچنین در آیه ۲۵۲ سوره بقره از خواب پیامبر با تعبیر رؤیا یاد شده است و این نشان‌دهنده آن است که خداوند از خواب با تعبیر رؤیا یاد می‌کند. عبدالعلی بازرگان، از مفسران معاصر، معتقد است براساس آیات قرآن، هدف اصلی نزول قرآن، مردم هستند؛ حال چگونه می‌توان معتقد شد که رؤیاهای پیامبر پس از ۱۴ قرن همچنان نامکشوف مانده و اینک خوابگزارانی باید آنرا برای مردم بگشایند.