آشنایی با نقش هنر در پیشبرد فعالیت های پرورشی مدارس و دست یابی اهداف تربیتی

اهمیت دوران کودکی و نوجوانی در شکل گیری شخصیت و تربیت پذیری انسان به اندازه ای است که پیامبر گرامی اسلام(ص)فرموده است: «فراگیری علم در کودکی همچون نقشی است که بر سنگ حک شود»

آموزش وپرورش که وظیفه ی تربیت کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد این مهم بیش از هر چیز با بهره گیری از قالب ها و واسطه های جذاب هنری قابل دست یابی است.

مسولیت مربیان در عرصه هنری و استفاده از آن در جهت اهداف تربیتی از دو منظر قابل بررسی است:

1-در این روزگار عوامل پلید کفر با بهره گیری از اندیشه های شیطانی خود برای محو ارزش های دینی و اسلامی به وسیله هنراقدام کرده اند ما نیز باید از این ابزار ارزشمند استفاده کنیم.

2- بهترین راه برای حفظ ارزش های اسلامی استفاده از هنر و به کارگیری این ابزار موثر در تعلیم و تربیت است،زیرا«دین»و«هنر» هر دو ریشه در فطرت انسانی دارند و از کشش های درونی برخوردارند.

وجود حس زیبا پرستی و جمال خواهی در فطرت انسان ،عاملی است که مربیان با استفاده از می توانند رغبت وگرایش های دانش آموزان را به مباحث تربیتی،پرورشی و به ویژه«تربیت دینی»افزایش دهند و این ابزار قوی و کارآمد تاثیر غیر مستقیم و ماندگاری در مسائل تربیتی دارد.

اکنون که بناست مربیان با نگاهی تازه و رویکردی جدید به عرصه ی تربیت وارد شوند،جا دارد که این ابزار قدرتمند را شناخت و از شیوه های کارآمد و اثرگذار این ابزاردر حوزه کارهای پرورشی بهره بهتری بگیریم.

مفهوم و معنای هنر از دیدگاه تربیتی

هنر برخاسته از فطرت پاک بشر است و می تواند به اعماق وجود انسان نفوذ کندو بیشتر به تناسب و موزون بودن کارها نظر دارد مقصود هنر ایجاد جوهره ی «حسن»و«لطف»است که هر دو ،تعبیری از «جمال » هستند و درنهایت به کمال نزدیک می شوند.

هنر شکل یا فرم و فرهنگ شاکله یا محتوا است و کارکرد آن هدایت مخاطب از صورت به سوی معنا است.هنر باید بتواند به زندگی معنا بدهد و در آن معنویت ایجاد کند و ما را به مقصد و مقصود برساند.هنر اسلامی ،هنر معناگراست و محو در صورت نمی شود ،در حالی که هنر مغرب زمین امروز«صورت گرا»است و در محتوا به پوچ گرایی می رسد.

جوهره ی هنر آموختنی نیست،فهمیدنی است،وجدان کردنی است.پایگاه کار هنر در درون انسان است آن چه به بیرون می رسد «صورت هنر»که در قالب شکل ،نشانه ها و...

در حقیقت هنر ،فهم را هدایت می کند و فهم با کمک ذهن و با یاری مهارت ها،نقشی را در بیرون به مشهود در می آورد.

مفهوم زیبایی و احساس در هنر

هنر که زیبایی را در باطن خود جای می دهد و اصولا نمی تواندو نباید غیر از زیبا باشدزیباجذاب صفت دائمی است و زیبنده وجودی است که نمایش بیرونی آن زیبا و باشد.

مفهوم تربیت هنری

— فرایند حرکت از مسیر دل و ذهن به دست و چشم در جریان فعالیت هنری نوعی تحول و تغییر به وجود می آورد که می توان آن را تربیت هنری نامید.

— هنر تربیتی هنری است که بتواند

احساسات پاک ،فطری و اصیل انسان را برای رسیدن به کمال معنوی از طریق زیبایی و

زیبندگی دنبال کند و با نفوذ از طریق احساس و چشم سر به چشم دل و از آن طریق به بصیرت و معرفت نزدیک شود.

ایجاد تحول به واسطه هنر در تعلیم وتربیت

— مربیان برای استفاده از هنر در کار تربیت،هم باید هنر را بشناسند و هم تاحدودی روانشناسی بدانند .و تلاش کند تاشرایط ذهنی و عاطفی و دلی را همراه با آزادی و فراغت در محیط پرورشی ایجاد کند و دانش آموزان به صورت خودجوش و همراه با رغبت و لذت به سوی فعالیت های هنری جذاب و زیبا کشانده شوند و بدین وسیله بستری مناسب برای رشد هنری ،معنوی و فکری آن فراهم شود. باید دانست که اجبار و تحمیل در کار هنری موجب ملال و تکرار و دوری از خلاقیت می شود.

در آفرینش هنری ابتکار و ابداع که حاصل کار ذهن است با تلطیف که کار دل است ،تلفیق می شود.

هنرهای مختلف اعم از هنرهای دستی ،تجسمی و نمایشی و تصویری و... واسطه هایی برای ابراز وجود هنرمند و انتقال معنا از طریق صورت است اثر هنری قبل از مخاطب بر وجود هنرمند اثرگذاری دارد و در او جوشش به وجود می آورد

باید در حوزه تعلیم وتربیت ،به واسطه ی هنر تحول و دگرگونی عمیق ایجاد شود و با ورود هنر به عرصه ی آموزش و پرورش ،شاهد شکوفایی و تحول در نوع نگاه و عملکرد مربیان و دانش آموزان باشیم .هنرها با این معانی و مفاهیم می توانند روحیه ای تازه در محیط های آموزشی و پرورشی پدیدآورند.

اهمیت و نقش هنر در تربیت و لزوم واسطه برای تعلیم وتربیت

بچه ها غالبا پند وتاکیدهای گفتاری را نمی پذیرند و احساس ناشی از این تحکم نامقبول است این نوع تربیت که شبیه فرماندهی و فرمانبری است جز خستگی روحی حاصلی ندارد. به عبارت دیگر تعلیم تربیت بدون واسطه ممکن نیست . هنر ،ادبیات و بازی یا فعالیتهای بدنی،بهترین واسطه ها برای تعلیم وتربیت کودکان است و از طریق این واسطه ها توجه ،آشنایی ،انس رغبت ،علاقه و عشق پیدا می کنند تا به عواطف که سرچشمه محبت و دیانت است راه یابند.

علاقمندی درونی بچه ها به بازی ،هنر و ادبیات بهانه خوبی برای آغاز کار تربیتی و برای ورورد به باطن آنها است مربی این امکان را می یابد که با اینها بر جان و دل آنها اثر گذار باشد به خاطر درونی بودن پایگاه این گونه اثرگذاری ها پایدار خواهد بود.

این سه واسطه در صورت کاربرد صحیح موجب افزایش معرفت و بصیرت در دانش آمنوزان می شود.ارزش هر فعالیت هنری وابسته به هدف و نحوه ی اجرای آن است مربی برای این فعالیت برنامه ریزی کند و در خدمت اهداف تربیتی خود بگیرد.