حدودا دو سال قبل من خودرویی خریداری کردم و شخص معامله کننده را می شناختم و بنا به اصرار پدرم در زدن سند به نام خود تعلل کردم. حال که ماشین را فروختم شخصی که مورد اعتماد ما بوده و حتی او را می شناختیم در زدن سند تعلل می کند و گمان می کنم تمایل به باج خواهی دارد.در این باب اما چند تجربه شخصی را بیان می کنم:

۱_«هرگز اعتماد نکنید» این جمله را جدی بگیرید.اعتماد خطرناک است حتی به نزدیکترین افراد. در اینجا در واقع من به شخص فروشنده اعتماد نکردم به پدرم و صحبت او اعتماد کردم.

۲_در این سالها کلمات ما را بازی داده اند.واژه ای به نام احترام جای تامل دارد که دوباره مورد بررسی قرار گیرد. به بهانه احترام نباید استقلال خود فکر خود و رای خود را بی اثر بگذاریم.

۳_متاسفانه در اغلب موارد ما چوب اشتباهات پدرها و مادرها یمان را میخوریم علی رغم کمک و پختگی شأن و نجات دادن ما در بعضی مواقع آنها آسیب های بزرگی به ما می زنند چه آسیب های کودکی و چه آسیب های دیگر.

۴_برخی مسائل زمان حاضر و اندیشه های دوران کنونی مسائلی هستند که دهه های گذشته از درک آن عاجزند بنابراین به خودمان بهتر است اعتماد کنیم.....